السيد محمد حسين الطهراني
45
الله شناسى (فارسى)
و يُسرِ اسقاط اضافه و اعتبار ، و ابقاء وجود بر صرافت وحدت خويشتن مىباشد . و در آنچه را كه ما دراينباره ذكر كرديم ، مرجع ما اصطلاحات عرفاء بالله است . زيرا ايشان اين اصطلاح را در اين مسئله ذكر نمودهاند ؛ و اوّلًا شروع كردهاند در تعريف و تحقيق ظلّ ، و سپس ظلال را تقسيم كردهاند و به نام ظلّ اوّل و ظلّ دوّم نامگذارى نمودهاند ، و ثانياً شروع كردهاند در تفصيل و تعيين ظلال . امّا گفتارشان در تعريف آنست كه گفتهاند : ظلّ عبارت است از وجود اضافى كه با تعيّن اعيان ممكنات ظهور پيدا مىكند . و احكام ظلال كه معدومات مىباشند ، با اسم حقّ كه « نور » است و وجود خارجى مىباشد كه تعيّنات بدان نسبت مىيابند - ظهور مىيابند . بنابراين نورى كه ظاهر است به صوَر اعيان ممكنه ، تاريكى و ظلمتِ عدميّت آنها را مىراند و مىزدايد . و لهذا اعيان ممكنه ظلّ مىشوند ، به جهت آنكه ظهور ظلّ بواسطهء نور است و عدميّت آن فى نفسه و بواسطهء خود آنست . قالَ اللهُ تعالَى : أَ لَمْ تَرَ إِلى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ ، يعنى خداوند وجود اضافى را بر ممكنات گسترش داد . بنابراين ظلمتى كه در مقابل اين نور مىباشد عبارت است از عدم . و هر ظلمتى عبارت است از عدم النّور از چيزى كه شأنيّت نورانى شدن را داشته باشد . و به همين دليل به كفر ، ظلمت گويند به جهت عدم نور ايمان در دل كه شأنيّت نورانى شدن را دارد . خداى تعالى مىگويد : اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ - تا آخر آيه . « 1 »
--> ( 1 ) صدر آيه 257 ، از سوره 2 : البقره : " « خداوند است ولى كسانى كه ايمان آوردهاند ، بيرون مىكشاند آنان را از ظلمات بسوى نور . »